سال 2050 و مشکلاتی که هنوز اختراع نشده اند!

- تبلیغات -

سال 2050 و مشکلاتی که هنوز اختراع نشده اند!

یکی از پیش بینی های عجیب از آینده اینترنت این است که رشته های عصبی ذهن انسان به اینترنت متصل می شود. اتصــال عصبی باعث ارتباط بی واسطه میان ذهن انسان و اینترنت می شود. به این ترتیب انسان با ذهن خود می تواند با همه زیرساختهای فیزیکی و الکترونیکی و اقتصادی دنیا ارتباط برقرار کند.ما روزی خواهیم توانست با به خدمت گرفتن رباتهای متصل به اینترنت، دسترسی فیزیکی خود را در سطح جهان گسترش دهیم و از طریق ذهنمان با کتابخانه، سوپرکامیپوترها و حتی تلسکوپهای فضایی ارتباط برقرار کنیم. بدون نیاز به کارگذاشتن اسلات های حافظه در مغزمان، می توانیم با همه دنیا ارتباط بگیریم و اطلاعات عظیم را در مغزمان Download کنیم.

سال 2050 و مشکلاتی که هنوز اختراع نشده اند!

این ارتباط با همه مزایایی که در پی دارد بسیار خطرناک هم خواهد بود! زیرا Cortical Modem که واسطه ارتباط مغزی ما با اینترنت است یک ارتباط دوسویه را برقرار خواهد کرد. در نتیجه تمام دغدغه هایی که در موضوع امنیت شبکه و اینترنت با آن روبرو هستیم و همچنین مشکلاتی که هنوز اختراع نشده اند به ذهنهای ما ورود خواهند کرد! در این میان شاید موضوعی مثل Spamها کمترین تهدید برای ذهن ما باشند.

سازمان پروژه های تحقیقاتی پیشرفته دفاعــی آمریکا (DARPA) که هم اکنون روی تولید این مودم ها کار می کند از مشکلات احتمالی آینده آگاه است. به عنوان مثال چه کسی Password مودم ذهن شما را در اختیار خواهد داشت؟ چــه کسی جریان بروزرسانی غیرقابل اجتناب نــرم افزارهایی کــه در ذهــن شــما نصب شده است را بر عهده خواهد داشت؟ همان طور کــه نهادهای امنیتی امروز بــه تماس های تلفنی، ایمیل ها و استفاده اینترنت مردم دسترسی و نظارت دارند در 30 سال آینده به دنبال نظارت بر محتوای ذهنی مردم خواهند بود! گروه های هکری چقدر ممکن است از چنین راه هایی برای دسترسی به ذهن شما سوء استفاده کنند؟ جالب است که با وجود این تهدیدات عجیب، باز هم بسیاری از مردم از چنین فناوری هایی استقبال می کنند.

تلاقی نرم افزار و خیس افزار!

سال 2050 و مشکلاتی که هنوز اختراع نشده اند!

خیس افزار (Wetware) اصطلاحی است که به پیوند میان بافت های زنده وفناوری اطلاعات اشاره دارد و آن را می توان در زمره اصطلاحاتی مانند Software و Hardware قرار داد. مهندسی ژنتیک، داروهای احیاءکننده و فن آوری اطلاعات در نهایت هم گرا خواهند شد. پل زدن میان پردازش رایانه ای و اندام زنده مزایا و چالش هایی را به همراه خواهد داشت. درست همان طور که اتصال به شبکه ها باعث پیچیده شدن امنیت نظام بانکی، بخش زیرساختی مانند سدها و نیروگاه ها و بخش تولید شده است. چنین چالش هایی ما را یاد رمان Neuromancer نوشته گیبسون می اندازد که شخصیت داستان درمی یابد که عضو مهندسی شده و پیوند زده شده به او، هک شده تا زهری را در بدنش منتشر کند و او برای دریافت پادزهر باید کاری که توسط هکر از او خواسته شده را انجام دهد.

همین حالا هم اعضای بدن مهندسی شده در آزمایش های درمانگاهی به کار می روند و هنگامی که این فناوری در آینده به طور یکنواخت و متقارن توزیع شود و در دسترس همگان قرار بگیرد، باید نگران بدافزارهایی باشیم که در خیس افزار ما و در بدن ما قرار گرفته و جریان می یابند! اگر این خیس افزار پس از قرارگیری در بدن نیازمند به روز رسانی باشد چه؟ چه کسانی مسئول مدیریت این به روز رسانی ها خواهند بود؟ و آیا چنین افرادی اجازه ارسال کدهای رایانه ای جدید از طریق شبکه بیولوژیکی را خواهند داشت؟

به بیان دیگر، آیا ما باید برای تنظیمات به پزشک مراجعه کنیم و یا اینکه کدهای بیولوژیکی به شیوه دیگری منتشر می شوند؟ مثلا به شیوه ای که به طور همزمان برای همه انجام شود (Management console)؟ آیا قادر خواهیم بود که از دریافت این به روز رسانی ها اجتناب کنیم؟ در نهایت اینکه چه کسی Password عضوهای کاشته شده ما را خواهد داشت؟

بار دیگر باید یادآور شد که هرچند فناوریهایی مثل Cortical Modem عجیب به نظر می رسد، اما هیچ کدام از این سناریوها با در نظرگرفتن آنچه ما از فیزیک، زیست شناسی و شیمی می دانیم غیرممکن نیستند و اتفاقا تقاضاهای زیادی نیز برای چنین فناوری هایی وجود خواهد داشت که از بیماری های ناشی از کهولت سن بکاهند و به کیفیت زندگی سالمندان بیافزایند، در نهایت سالخوردگی را از نقطه پایانی اجتناب ناپذیر به فرآیندی مدیریت شده و پیوسته تبدیل کنند. با این وجود هنوز راهی طولانی برای تحقق این هدف در پیش است.

نوشتار فوق برداشت و ترجمه آزادی است از نظرات Robert Carlson که در کتاب «20 تغییر بزرگ تکنولوژی تا سال 2050» منتشر شده است.

- تبلیغات -

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.